بیقراروصال...

اباصالح.. تو صاحب قلب و جان منی...دعا کن تا ابد در قلبم بمانی....
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

جاانم میرود....

03 دی 1395 توسط بیقرار وصال
سلام این کتاب خیلی قشنگه...خاطرات شهیدنوجوان مصطفی کاظم زاده از زبان دوستش حمیدداوودآبادی هست.این دوتا دوست به قدری به هم نزدیک بودن که اقای داوودابادی از شهادت دوستش با عنوان "دیدم که جانم میرود" یاد میکنه... پیشنهاد میکنم حتما بخونید بیشتر »
 3 نظر

شهید....با شهد شیرین رسیدن چه میکنی؟

03 دی 1395 توسط بیقرار وصال
ااااه......امروز چ روزی است.... بیشتر »
 نظر دهید »
دی 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

بیقراروصال...

دوباره تنگ شد این دل ولی برای خودم برای گزیه ی یکریز و های های خودم.. خودم نیم که خودم در شلمچه جاماندست دوباره کاش بیوفتم به دست و پای خودم
  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • رهبر

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • برای فرج بابامون مهدی یه صلوات بفرس..اللهم صل علی...
  • تماس